اینستا

یادش بخیر اون موقع ها چقد دلخوشی داشتیم واسه اومدن به وبلاگ و پست گذاشتن 

 

آی دی اینستامو میزارم دوست داشتین سر بزنید 

 

Soheilnoori.music 

 

 

آهنگام هم میتونید از کانال تلگرامم دانلود کنید 

 

Telegram.me/SOHEYLNOORI95 

گریه کردم....


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:8.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:107%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

 

جلوت گریه کردم که باور کنی منی که جلو غصه ها محکمم...

اگه اشنباهی ازم سر زده به قلبت بفهمونم منم آدمم...

تظاهر کن...


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:8.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:107%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

 

تظاهر کن به این که رو به راهی....

به این که هرکسی تقدیر داره...

به این رفتنت تو زندگیم تاثیر داره....

مترسک...!!!!!


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:8.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:107%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

ﻣﺘﺮﺳﮏ
ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ
ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ
ﮐﻪ ﻣﺘﺮﺳﮏ ﻭﺍﺭ
ﺗﻬﯽ ﺍﺯ ﻓﮑﺮ
ﭘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﺷﺎﻝ ﺗﻌﺼﺐ
ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﻭﺳﻂ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ
ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﭘﺎﯼ ﻏﺮﻭﺭ
ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧد

خداحافظی...


دلمون گرفته غمو میبینیم تو چشمای هم

دیگه حرفی نمی مونه نگامونو میدزدیم از هم

شاید این آخرین باره که نشستیم روبروی هم

انگاری این همون لحظست که آدما میگن به هم

خدافظی، خدافظی عزیزم...

پس میگیم به سادگی خدافظی

برای همیشه، برای همیشه...

ولی بازم دلمون میگیره انگار نمیریم از یاد هم

بازم بیتابی بازم تردید بازم یه بهونه واسه برگشتن به هم

بازم حرف و بازم رویا بازم نشستیم روبه روی هم

بازم جنگ و بازم دعوا بازم لحظه گفتن به هم

خدافظی، خدافظی عزیزم...

پس میگی به سادگی خدافظی

برای همیشه، برای همیشه...

امه بازم دلمون میگیره

انگار این روزای غصه دار نمیخوان تموم بشن

با هم یا بدون هم...

خدایا...


خدايا...
اندك تحمّلي ، تا هضم كنم آنچه پيرامونم اتفاق مي اُفتد ،
اندك تمركزي ، تا ثابت قدم شوم در مسيري كه در آن پا نهادم ،
اندك آرامشي ، تا مطيع و معطوف خودت باشم،
محفوظ دار مرا از خود بزرگ پنداري، نگذار دلي كه بايد جاري و ساري تو باشد جايگاه كِبر و غرور من شود.
خدايا....
مرا ببخش بخاطر تمام دَرهايي كه كوبيدم و خانه تو نبود.
"سهیل تو فراموش نكن"

کشتی غرق شده...

کوچول موچول که بودم، کشتی هایم که غرق می شد… سریع برگی از دفتر مشقم می کندم و دوباره یکی عین آن را می ساختم … درست است چگونه ساختن آن یادم نیست و دیگر نمیتوانم بسازمش حالا ولی، روزهاست که کشتی هایم غرق شده و تنها، در حسرت آنم، که چرا دیگر دفتر مشقی ندارم؟!!

صدای پیر من...

همیشه صدامـــــــــــــو به اسمت سپردم ازعشق تو گفتم که بی تو نمردم
نخواستم که از تو نَمونه نشــــــــــــــــونی چقدر گریه کردم که شاید بمونی
هنوزم وقت هست هنوزم دیر نیست قلب من اون قدرها از تو دلگیر نیست
هنوزم وقت هست هنوزم دیر نیست هنوزم این صدا اونقــــدا پیــــر نیست

رقص تانگو...


«تانگوی تک‌نفره»

در عروسیِ تو خواهم رقصید
اگرچه ناشیانه،
حتا اگر چشمانم
دو پنجره باشند رو به رگبارهای پاییزی چمخاله...

وقتی تو در جامه‌ی سپیدت
سیگار از دهانِ مردانِ مجلس بی‌اندازی
و درزِ پرده‌های خانه
به حجره‌های شهرفرنگی بدل شود
که فرشته‌گان
برای تماشا کردنت
پشت آن‌ها صف می‌کشند،
من هم میان میهمانان خواهم بود
با هزار قمریِ سَربُریده در نگاهم...

آینه‌ای که تو در آن بنگری هرگز نمی‌شکند
و ماشینی که به شادباش عروس شدنت بوق بزند،
به دره نخواهد افتاد...

عروسِ افسون‌گری که شانه‌هایت
نصف‌النهار جهان را تعیین می‌کنند!
آن شب مقابلِ چشمانت
تانگویی تک‌نفره خواهم رقصید
با باران... //

قرصای خواب آور


از امروز هر شبم گریست با یه حس عذاب آور
شب و روزام یکی میشن با این قرصای خواب آور
سپردی من رو دست کی؟ به دیوارای این خونه؟
من و این قرص خوابی که واسم لالایی میخونه